کتاب درباره کشتن
بارها شنیدهایم که مرگ بیشتر از هر چیز دیگری به زندگی نزدیک است. ممکن است بعضیها فکر کنند این مرگ همان جان دادن و از بین رفتن است، اما گاهی مرز مرگ و زندگی چنان در هم آمیخته میشود که به سختی میتوان از هم تفکیکشان کرد.
کتاب درباره کشتن نوشته نسیم مرعشی نیز به این موضوع پرداخته است. او در یازده فصل این موضوع را به تصویر کشیده و از زندهبودنهایی میگوید که بوی مرگ میدهند. مرگ نه به معنای نیستی، بلکه به معنای زندگی نکردن.
این جستارها با زبان روایتگونهای دارند، تصویری تیره از زیستنهایی را نشان میدهند که خواسته یا ناخواسته آدمها به فکر مرگ و نیستی انداخته است.
ادبیاتی که مرعشی به کار برده، این مفهوم را به خوبی منتقل میکند. به طوری که پشت جلد کتاب که از سوی نشر چشمه منتشر شده، با این جملات آغاز میشود: «ما در احاطه خبرهای کشتنیم: تصادف، شکار، قتل، اعدام، جنگ. این احاطه نمیگذارد درست نگاه کنیم. ما از لابلای این کشتنها میگذریم، بدون این که فرصتی کافی برای تعمق در آنها داشته باشیم…».
اما همه کتاب درباره کشتن این نیست. تصویر اجتماعی و روانشناسی که نویسنده به مخاطب نشان میدهد، موضوعی فراتر از مرگ و نیستی است. عواملی که باعث میشوند انسان به فکر مرگ بیفتد یا دنیای بدون خودش را تصور کند، آنقدر مهم و ریشهای است که چارهای ندارد تا در کالبد مرگ جلوه پیدا کند.
هر چند که این جستارها گاهی آنقدر تلخ میشود و گاهی آنقدر عمیق که انسان ترجیح میدهد خلاف آن عمل کند و زندگی روزمره را جدی بگیرد. اما همانطور که گفته شد، پرداختن به زندگی روزمره باعث نمیشود از مرگ یا زنده بودن و زندگی نکردن غافل نشد.
این همان چیزی است که کتاب درباره کشتن به مخاطب ارائه میدهد و باعث میشود بار دیگر و از یازده زاویه دید مختلف موضوع مرگ را نگاه کند و درباره آن بیندیشد.
پایان
«لیست کتابها» را دنبال کنید
فهرست موضوعات این کتاب
مقدمه
آسمان آبی و آفتاب داغ و ... دریا مهربان است
در ساعت پنج عصر
رهایی
پوست شیر
دشت خون
زندهها و زخمها
به مقصد آسمان
یادداشتها




