زندگی روستایی در داستان فارسی و شکل‌گیری شخصیت‌های به یادماندنی نقش مهمی داشته و دارد. کتاب خمره نوشته هوشنگ مرادی کرمانی نیز جزو همین آثار محسوب می‌شود.

او در کتاب خمره، داستان بچه‌های مدرسه یکی از روستاهای کرمان را روایت می‌کند که خمره مدرسه‌شان شکسته و آبخوری ندارند. به همین دلیل دنبال راهکارهایی هستند تا بتوانند نبود آبخوری را جبران کنند.

شاید خرید یک خمره برای یک روستا مشکل پیش پا افتاده‌ای به نظر برسد، اما با توجه به زمان و مکان روایت، محرومیت اهالی روستا از امکانات اولیه و فقر خانواده‌ها، خرید و حتی تعمیر خمره کار دشواری است.

آنچه که خواندن کتاب خمره را جذاب می‌کند نشان دادن فداکاری معلمان جوان و دلسوزی است که از شهر به روستاهای دورافتاده می‌روند و علاوه بر تدریس و تربیت شاگردان، سعی دارند مشکلات معیشتی روستاییان را هم درک کنند و آن را به حداقل برسانند.

مثل زمانی که آقای معلم زرده‌های باقیمانده از تعمیر خمره را برای بچه‌ها نیمرو می‌کند و وفتی کم می‌آید، مربایی را که مادرش از شهر برایش فرستاده با بچه‌ها شریک می‌شود. این لحظه به قدری ساده و صمیمی ساخته و پرداخته شده که حس نوع دوستی را در مخاطبش زنده می‌کند و در ذهن ماندگار می‌شود.

کتاب خمره

همچنین نثر قصه‌گوی مرادی کرمانی بر درک فضای داستان و شناخت شخصیت‌های ساده‌دل که گاهی اسیر خرافات می‌شوند و به همدیگر رحم ندارند و گاهی چنان مهربان، که دلسوزی اطرافیان‌شان را برمی‌انگیزند، اثرگذار بوده و آن را خواندنی می‌کند.

روان بودن کتاب خمره و موضوع ساده‌ای که دارد، نه تنها برای همه سنین که برای همه زبان‌ها هم مناسب است. این کتاب تا به حال به زبان‌های آلمانی، اسپانیایی، هلندی، فرانسوی، انگلیسی، آلبانیایی و ترکی استانبولی ترجمه شده‌ است و از روی آن فیلم خمره به کارگردانی ابراهیم فروزش ساخته شده است.

این رمان کم‌حجم حرف‌های زیادی برای گفتن دارد، اما آن را فریاد نمی‌زند. بلکه آن را در نامه معلم به مادرش، در گله‌های اهالی روستا، در روایت‌های بچگانه دانش‌آموزان روستا و در آسمان صاف کویری‌اش بیان می‌کند. طوری که مخاطب مشتاق می‌شود آن را بخواند و تا انتها همراه می‌شود.

پایان

«لیست کتاب‌ها» را دنبال کنید

درباره نویسنده

به بالا بروید