کتاب سال بلوا

در طول تاریخ، زنان بسیاری ظلم دیده‌اند. بعضی از آنها تلاش می‌کنند مقابل این ظلم بایستند، بعضی با آن سازگار می‌شوند و بعضی دیگر در خیال با آن می‌جنگند.

نوشافرینِ کتاب سال بلوا، دختری است که بنا به مصلحت پدر با مردی ازدواج می‌کند که او را دوست ندارد، او دل در گرو مردی دارد به نام «حسینا» که یک کوزه‌گر است.

کتاب سال بلوا نوشته عباس معروفی به خوبی رفت و آمدهای ذهنی نوشافرین و زندگی اجباری او را به تصویر کشیده است. این کتاب از سوی نشر ققنوس منتشر شده و در دسترس است.

روایت اتفاقات کتاب از خلال خاطرات نوشا شکل می‌گیرد و خواننده با گذشته و تجربه‌های نوشا از دریچه ذهن خودش روبه‌رو می‌شود.

همین شیوه روایت باعث می‌شود اتفاقات زندگی او صرفاً مجموعه‌ای از حوادث بیرونی نباشند و احساسات، ترس‌ها و برداشت‌های شخصی او نیز در شکل‌گیری داستان نقش داشته باشند.

اتفاقات در دوران جنگ جهانی دوم در جریان است. نوشا دختر سرهنگ نیلوفری است؛ مردی بانفوذ که برای رسیدن به جایگاه اجتماعی و پیشرفت در مسیر کاری خود، همراه خانواده‌اش راهی سنگسر، شهری کوچک در حوالی سمنان، می‌شود.

سرهنگ برای آینده دخترش برنامه‌های بزرگی دارد. او نوشا را دختری شایسته می‌داند و حتی تصور می‌کند ممکن است روزی به جایگاهی بسیار بلند برسد و ملکه ایران شود. از نگاه پدر، آینده نوشا باید مطابق نقشه‌ای از پیش تعیین‌شده ساخته شود. اما زندگی همیشه مطابق برنامه دیگران حرکت نمی‌کند.

یکی از ویژگی‌های مهم کتاب سال بلوا، توجه نویسنده به موقعیت زنان و محدودیت‌هایی است که در بسیاری از موقعیت‌های اجتماعی و خانوادگی بر آنان تحمیل می‌شود.

نوشا در مسیری قرار می‌گیرد که دیگران بخش مهمی از آن را برایش تعیین کرده‌اند، اما احساسات و خواسته‌های خودش مسیر دیگری پیش روی او می‌گذارند. نتیجه این تضاد، داستانی پرتنش و سرشار از فراز و فرود است.

از طرفی او در خیالش حسینا را می‌بیند، همسر نوشا سعی می‌کند حسینا را از میان بردارد تا نوشا فقط به او فکر کند و همین هم منجر به زورگویی بیشتر او به نوشا می‌شود.

«سال بلوا» را می‌توان روایتی درباره انتخاب و اجبار دانست؛ داستان زنی که در میان خواسته‌های شخصی، انتظارات خانواده و ساختارهای قدرت گرفتار می‌شود.

معروفی در این رمان نشان می‌دهد که گاهی یک عشق می‌تواند نه پایان یک جست‌وجو، بلکه آغاز مجموعه‌ای از دشواری‌ها و تصمیم‌های سرنوشت‌ساز باشد.

پایان

«لیست کتاب‌ها» را دنبال کنید

فهرست موضوعات این کتاب

شب یکم
شب دوم
شب سوم
شب چهارم
شب پنجم
شب ششم
شب هفتم

درباره نویسنده

تصویر عباس معروفی، نویسنده

عباس معروفی

عباس معروفی، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۳۶ در بازارچه‌ی نایب السلطنه تهران، به دنیا آمد.

در سال ۱۳۵۵ با شرکت در مسابقه داستان‌نویسی کیهان جوانان، مقام اول را به دست آورد. در سال ۱۳۵۹ با محمدعلی سپانلو آشنا شد.

این دوستی به عضویت او در کانون نویسندگان ایران منتهی شد. عضویت او در کانون نیز دوستی و آشنایی با نویسندگان بزرگ دیگری مانند هوشنگ گلشیری، باقر پرهام، محمد محمدعلی، محمد مختاری و احمد شاملو در پی داشت.
او علاوه بر نوشتن و جان بخشیدن به ادبیات، فعالیت‌های فرهنگی دیگری هم انجام می‌داد. یکی از مهم‌ترین کارهای او، فعالیت به عنوان مدیر اجرایی و مدیریت ارکستر سمفونیک تهران در سال ۱۳۶۶ بود.
او در این مدت موفق شد تا بیش از ۵۰۰ کنسرت از هنرمندان مختلف را به روی صحنه ببرد. تاسیس و سردبیری نشریه آهنگ نیز فعالیت دیگری بود که در این دوران انجام می‌داد.

شهرت عباس معروفی را باید در کتاب‌هایی که نوشته است، پیدا کنیم: سمفونی مردگان، سال بلوا، فریدون سه پسر داشت، پیکر فرهاد، تماما مخصوص، نام تمام مردگان یحیاست و ذوب شده.
از عباس معروفی، نمایشنامه‌هایی نیز به جا مانده است؛ دلی‌بای و آهو، ورگ و آونگ خاطره‌های ما از جمله این آثارند.

عباس معروفی شهریور ۱۳۹۹ نخستین بار از ابتلای خود به سرطان خبر داد و روز پنج‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۱ در ۶۵ سالگی درگذشت.

دیدن دیگر کتاب‌های این نویسنده
به بالا بروید