کتاب بر جاده های آبی سرخ
در سراسر تاریخ، همواره بیگانگان به سرمزین ایران چشم داشتند و تلاش کردند قسمتی یا همه آن را از آن خود کنند. گاهی موفق هم میشدند، اما هر بار قهرمان یا قهرمانانی از گوشه گوشه این خاک برخاستهاند و با تلاش و تابآوری دست اجانب را از آن کوتاه کردهاند.
جنوب ایران به علت منابع و موقعیت جغرافیایی بخصوصی که دارد، بیشترین تنشهای خارجی را داشته و دارد. از این رو خواندنِ سرگذشت مردمان این خطه در سالها و قرنهای مختلف یادآور ایستادگی در برابر زور و ظلم بیگانگان است.
نادر ابراهیمی در کتاب بر جاده های آبی سرخ، روایتگر دورهای است که قدرت حکومت افشاریه رو به پایان است و ایران حکومت یکپارچهای ندارد. نوه نادرشاه افشار (شاهرخ) در خراسان، کریم خان زند در فارس و اصفهان، آقامحمدحسن قاجار در استرآباد و حکومت آزادخان افغان به طور مستقل ایرانِ آن زمان را تشکیل دادهاند.
در این حکومت چندتکه، بندرهای جنوبی ایران به دست انگلیسیها، هلندیها و پرتغالیهاست. آنها با اطعام کردن خانهای آن منطقه، منابع ایران را بار کشتی میکنند و به اروپا میبرند.
اینجاست که مردی از بندر ریگ به نام «میرمَهنای دوغابی» برمیخیزد و تلاش میکند با نیروهای مستقر در خلیج فارس بجنگد و آنها را به کشور خودشان بازگرداند.
کتاب بر جاده های آبی سرخ بر اساس زندگی او و رشادتهای مردم خطه جنوب نوشته شده، اما تاریخ سرزمین در جای جای کتاب مورد توجه است و نادر ابراهیمی با نثری داستانی این تاریخ را روایت میکند.
نویسنده ضمن این که با بیانی احساسبرانگیز از حال و هوای مردمان آن زمان میگوید، همواره بر این نکته تاکید دارد که ایستادگی در برابر زورگویی نیروی خارجی، جزو هویت ایرانیان است.
او این نکته را از زبان راوی و حتی شخصیت ایرانی نمیگوید. بلکه از دیدگاه افسران هلندی و انگلیسی بیان میکند. به طوری که در قسمتی آمده: «اگر میرمهنا تصادفاً هم کشته شود، هزار میرمهنای ده ساله تا شصت ساله جای او را پُر میکنند. این هم یک سُنّتِ ایرانی است. اگر عربها مردانِ اولِ اسلامِ ایرانیان را نکشته بودند، هرگز این دینِ اسلامِ ایرانی بهوجود نمیآمد. هر بزرگی که بمیرد، شهیدی است، و هر شهیدی، سایهٔ خدا را برسر خود دارد و نیروی صد بزرگ را از پی خود میگذارد و میرود.»
کتاب بر جاده های آبی سرخ، بیش از آنکه رمان داستانی باشد، رمانی تاریخی است که داستانش را در دل زندگی روزمره مردمان میگذراند، یادآور غرور ملی و چهره پلید استعمار میشود و با آزادی خطه جنوب، به پایان میرسد.
به همین علت خواندنش در هر زمان و با هر رویداد تاریخی ممکن است. چرا که در این کتاب هویت ایرانی جریان دارد و مخاطبش را زنده نگه میدارد.
پایان
«لیست کتابها» را دنبال کنید



